به گزارش ایراف، با افزایش توجه سیاستگذاران به گسترش همکاریهای اقتصادی منطقهای و استفاده از ظرفیت همسایگان برای توسعه تجارت و تولید، ایجاد مناطق آزاد مشترک بهعنوان ابزاری برای جذب سرمایه، انتقال فناوری و تقویت صادرات مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، رضا غلامی، اقتصاددان، در گفتوگویی اختصاصی با خبرنگار اقتصادی ایراف، با اشاره به ظرفیتهای منطقه آزاد مشترک با افغانستان، این طرح را در صورت طراحی دقیق و تولیدمحور، فرصتی برای توسعه صنعتی، رونق اشتغال، تقویت صادرات و ارتقای همکاریهای اقتصادی منطقهای دانست.
از تجربه تا مدیریت موفق مناطق آزاد
رضا غلامی با بیان اینکه ایران سابقه موفقی در مدیریت مناطق آزاد نداشته است، اظهار کرد: نکته این است که ما کلاً سابقه خوبی از مناطق آزاد نداریم؛ یعنی مناطق آزاد تبدیل شدهاند به محل واردات کالا بهجای صادرات و انتقال تکنولوژی. در حالی که دو هدف اصلی داشتیم: انتقال تکنولوژی و صادرات کالا؛ اما در هر دو مورد موفق نبودیم. در ابتدا این مناطق به محل واردات کالا تبدیل شدند، بعد هم برای اینکه فعالان آنجا بیکار نمانند، به کالاهایشان ارز داده شد، چون عملاً به منطقه تجاری تبدیل شدهاند. یعنی تجار برای اینکه کالا را به خود ما بفروشند، آنجا مغازه زدهاند.
ضرورت ایجاد منطقهای صرفاً تولیدی، نه تجاری
وی افزود: لذا این موضوع خیلی مهم است و باید حواسمان باشد. اگر قرار است منطقه آزادی ایجاد کنیم، باید منطقهای باشد که کار تجاری صرف نکند؛ یعنی در آن هتل نسازیم، بازار نسازیم، فقط واحد تولیدی ایجاد کنیم و تمرکزمان روی کالاهایی باشد که از چین وارد میشود. مثلاً کالایی که از چین وارد میشود را دیگر وارد نکنیم و بگوییم بیایید همینجا در این شهرک تولید کنید. تولید را به داخل منتقل کنیم؛ چینیها تکنولوژی بیاورند، چینیها سرمایه بیاورند، افغانها نیروی کار ارزان بیاورند، ما هم اگر لازم شد بخشی از مواد را تأمین کنیم. بعد یا از همانجا به کشورهای دیگر صادر کنیم، یا وارد کنیم، یا بخشی از مواد اولیه را خودمان تأمین کنیم.
مزیت تولید نسبت به واردات مواد خام
این اقتصاددان ادامه داد: باید توجه کنیم که هزینه حمل محصول ساختهشده نسبت به محصول خام کمتر است. محصولات خام عمدتاً حجیم هستند و هزینه حمل در سهم کل هزینهشان بالاست، اما وقتی محصول ساخته شده باشد، این سهم کاهش پیدا میکند. مثلاً فرض کنید سهم هزینه حمل کالای فلزی ساختهشده چقدر است، در مقایسه با اینکه آهن یا سیمان یا مواد خام را جابهجا کنیم. مواد خام سهم هزینه حمل بالایی دارند.
این منطقه آزاد باید هدفش انتقال تکنولوژی باشد
وی تصریح کرد: اگر بتوانیم این مسیر را طی کنیم و نقشه مشخصی داشته باشیم، نه اینکه صرفاً منطقه آزاد مشترک ایجاد کنیم و دوباره آنجا بازار بزنیم و کالای چینی و افغانی خرید و فروش شود و از آنجا به کشور وارد شود یا تجار کالا بردارند و بیاورند داخل کشور بفروشند؛ این نوع منطقه آزاد به درد نمیخورد. منطقه آزاد تجاری مشترک خوب است، به شرطی که هدفش دقیق باشد؛ یعنی هدف انتقال تکنولوژی از چین یا از کشورهای دیگری که در تحریم نیستند باشد. تکنولوژی بیاید در آن منطقه، حتی بیاید در افغانستان، و ما از این محل استفاده کنیم؛ بهخصوص برای ما که تحت تحریم هستیم.
وی افزود: یا اگر کالای استراتژیکی نیاز داریم، از آن محل تأمین کنیم؛ محل صادرات باشد، محل انتقال تکنولوژی باشد، بتوانیم با تکنولوژی چینی و تکنولوژی پیشرفته دنیا نیروگاه ارزان ایجاد کنیم؛ چه در شرق خودمان و چه در افغانستان، و از این طریق دانش تولید شود، کار و تلاش ایجاد شود و ارزش افزوده شکل بگیرد. این قابل قبول است.
تجربه ناموفق مناطق آزاد و هشدار درباره تکرار آن
رضا غلامی گفت: اما شرایط کشور نشان داده که ما در ایران در این زمینه خیلی موفق نبودیم؛ متأسفانه حتی در منطقه آزادی مثل کیش که منطقهای محصور با آب است هم موفقیت چشمگیری نداشتیم. این مناطق جدید که زمینهای باز دارند، فنسکشیشان سخت است و گسترده هستند، معمولاً کنترلشان دشوارتر است. اگر واقعاً روند مشخص و برنامه اجرایی دقیق نباشد، به صلاح نیست؛ چون ممکن است ایجاد چنین منطقهای تبدیل شود به محل جدیدی برای واردات کالا.
وی ادامه داد: هر کاری هم بکنید، بالاخره فشارهای محلی شکل میگیرد؛ نماینده مجلس میآید، نماینده ولیفقیه میآید، دیگران میآیند و میگویند اجازه بدهید اینجا بازار ایجاد شود، مردم اشتغال داشته باشند و… اما اگر واقعاً هدف صادرات باشد، باید تکنولوژیمحور باشد و سیاستها در همین راستا اتخاذ شود. در این صورت حتماً به اشتغال منطقه کمک میکند، به ارزش افزوده کمک میکند، به تولید کمک میکند و باعث توسعه منطقه میشود.
سود استانی در برابر زیان ملی
وی افزود: در غیر این صورت، فقط ممکن است برای یک استان مثل خراسان جنوبی مفید باشد، اما برای کشور نه. اگر واردات انجام شود، منطقه ممکن است برای خراسان جنوبی خوب باشد، چون عوارض میگیرند، مغازه ایجاد میشود و فعالیتهایی شکل میگیرد؛ اما تولید در کشور میخوابد، چون کالای چینی، هندی یا بنگلادشی وارد منطقه میشود و بعد وارد کشور میشود و پوشاک و صنایع جانبی داخلی آسیب میبینند. یعنی توسعه استان از محل آسیب به توسعه ملی تأمین میشود.
وی تأکید کرد: اگر میخواهیم هر دو بهبود پیدا کنند، باید روی صادراتمحور بودن، دانشبنیان بودن و انتقال فناوری تمرکز کنیم.
آینده خوب اقتصادی در انتظار افغانستان
این اقتصاددان اظهار داشت: ایجاد چنین مناطقی برای افغانستان که به لحاظ تکنولوژی و فناوری سطح پایینتری نسبت به ما دارد، اثر مثبتی خواهد داشت. میتواند سرمایه ارزان جذب کند، اشتغال را افزایش دهد، درآمد سرانه را بالا ببرد و افغانستان را به دو بازار بزرگ چین و ایران وصل کند که میتواند آینده خوبی برایشان ایجاد کند.
وی افزود: خراسان جنوبی هم مزیتهایی دارد؛ میتواند در حوزه تجارت و انتقال تکنولوژی، بهویژه در بخش کشاورزی، استفاده کند. تکنولوژیهای نو که از چین میآید یا از اروپا از طریق چین وارد میشود، یا سازندگان اروپایی در چین تولید میکنند، میتوانند جذب شوند و بخش کشاورزی، تجارت و تولید در اقتصاد خراسان جنوبی رشد کند. خراسان جنوبی مهد زعفران و برخی کالاها مثل زرشک است؛ اینها میتوانند در حوزه صادرات، بستهبندی و صنایع وابسته رشد کنند. صنعت بستهبندی با تکنولوژی چینی میتواند رونق بگیرد و محصولات در این مناطق بستهبندی شده و به بازارهای هدف صادر شوند.
هشدار درباره وابستگی تجاری
وی گفت: اینکه وابستگی به چین ایجاد شود، بله همیشه این خطر وجود دارد. هر کشوری اگر همه تخممرغهایش را در یک سبد بگذارد، آسیبپذیر میشود. اگر همه تجارت با چین باشد، آسیبپذیر میشویم؛ اگر همه با روسیه باشد هم همینطور. هر کشوری باید سهمی متوازن از شرکای تجاری داشته باشد.
اقتصاد کوچک افغانستان با ظرفیت یک جهش بزرگ
این اقتصاددان در پایان خاطرنشان کرد: با این حال، اگر این منطقه آزاد مشترک ایجاد شود و اندازهاش مشخص باشد، حجم مبادلاتش کنترل شود، بیرویه نباشد و تحت برنامه باشد، بعید است آنقدر ظرفیت داشته باشد که برای تجارت کلان ما نگرانکننده شود. افغانستان کشور کوچکی است و از نظر اقتصادی ضعیف است. این کشور حدود چهلوپنج میلیون جمعیت دارد، اما حجم اقتصادش بسیار کوچکتر است؛ تولید ناخالص داخلی افغانستان حدود ۱۸ میلیارد دلار است و این نشان میدهد کشور کوچکی از نظر اقتصادی است، اما جا برای توسعه دارد.
وی افزود: اگر افغانستان بتواند از طریق تجارت، خود را به ایران و چین متصل کند و از طریق مناطق تجاری این ارتباط را گسترش دهد، میتواند جهش بزرگی در اقتصادش ایجاد کند و امیدی برای توسعه پیدا کند؛ بهخصوص که چین هممرز آن است و هزینههای حملونقل کمتر خواهد بود. او گفت: در واقع، در اقتصاد، تجارت میتواند عامل رشد اقتصادی باشد، بهخصوص برای کشورهای کوچک و ضعیف. این موضوع میتواند در گامهای اولیه رشد، کمک زیادی بکند. افغانستان در مرحله اولیه رشد اقتصادی است؛ چین همچنان رشد میکند و تا سطح بهینه فاصله دارد؛ ایران هم میتواند از این تعامل سود ببرد. این کشورها میتوانند با تجارت مشترک، همگی منتفع شوند و یک بازی برد-برد شکل بگیرد. فقط ما باید مراقب باشیم، چون منابع ارزی و محدودیتهای تجاری داریم و لازم است از این محل مراقبت لازم را انجام دهیم.
ایده ایجاد منطقه آزاد مشترک میان ایران، افغانستان و چین در خراسان جنوبی در شرایطی مطرح شده که توسعه همکاریهای اقتصادی منطقهای، تقویت صادرات غیرنفتی و فعالسازی ظرفیتهای مرزهای شرقی به یکی از اولویتهای سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است. خراسان جنوبی بهدلیل هممرزی با افغانستان و قرار گرفتن در مسیر مبادلات تجاری شرق، ظرفیت تبدیلشدن به کانون تولید، سرمایهگذاری و صادرات منطقهای را دارد و پیوند دادن این ظرفیت با بازار افغانستان و توان سرمایه و فناوری چین میتواند زمینه شکلگیری زنجیره مشترک تولید و تجارت را فراهم کند؛ موضوعی که در صورت طراحی هدفمند و تولیدمحور، از آن بهعنوان فرصتی برای رونق اقتصادی استان، توسعه زیرساختها و افزایش نقش شرق کشور در تجارت منطقهای یاد میشود.








