به گزارش ایراف، در ابتدای این نشست که روز سهشنبه ۲۸ بهمن در مجموعه فرهنگی عمارت بلخ در تهران برگزار شد، چارچوب نظری برنامه بر اساس روش «صورتفلکی» والتر بنیامین تشریح شد؛ رویکردی که پدیدههای تاریخی را نه بهصورت زنجیرهای از علت و معلول، بلکه همچون ستارگانی در یک منظومه میبیند.
بر اساس این نگاه، جبر جغرافیایی، تاریخ طولانی خشونت، تروماهای جمعی، ضعف نهادی و شکافهای دیاسپورایی هر یک بهتنهایی توضیحدهنده وضعیت افغانستان نیست، اما در کنار هم تصویری معنادار از اکنون این کشور میسازند.
جغرافیا؛ نخستین قطعه پازل توسعهنیافتگی
دکتر کرمی در سخنان خود با اشاره به سنت جبر جغرافیایی فردریک راتزل گفت: «کوهستانهای صعبالعبور، نبود زمین هموار، فقدان دسترسی به دریا و پراکندگی جمعیت در درهها، هزینه دولتسازی و ایجاد بازار ملی را در افغانستان بهشدت افزایش داده است.»
او تأکید کرد که طبیعت افغانستان «محدودیت ساختاری» ایجاد میکند، اما این محدودیت بهتنهایی سرنوشت توسعه را تعیین نمیکند.
نقد جبر جغرافیایی؛ نقش نهاد و فناوری
در ادامه نشست، با اشاره به نقدهای جدید جغرافیای سیاسی بیان شد که محیط طبیعی «شرط» است نه «سرنوشت».
نمونه کشورهای کوهستانی توسعهیافته نشان میدهد که نهادهای کارآمد، فناوری و سیاستگذاری هوشمند میتوانند محدودیتهای طبیعی را کاهش دهند.
در این چارچوب، جغرافیا تنها یکی از عوامل منظومه توسعه افغانستان است، نه عامل مطلق.
ترکیب جغرافیا، تاریخ خشونت و روان جمعی
در بخش دیگر این نشست، پیوند میان جغرافیا و روان اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت.
به گفته کرمی، اقتصاد معیشتی، رقابت بر سر منابع محدود، زمستانهای سخت و دههها جنگ، «روان امنیتمحور» و فرهنگ بقا را در افغانستان تقویت کرده است.
او افزود: «کوهستان فقط مانع فیزیکی نیست؛ مانع ارتباط افقی میان گروههاست و همین امر شکلگیری هویت ملی را به تأخیر انداخته است.»
افغانستان در تلههای توسعه
در ادامه، چهار تله اصلی توسعه افغانستان معرفی شد:
– خامفروشی
– بیثباتی سیاسی
– حکمرانی ضعیف
– گرفتار شدن میان همسایگان پرتنش
به باور سخنرانان، این عوامل در کنار محدودیتهای طبیعی و تروماهای تاریخی، مسیر توسعه را دشوار کردهاند.
چالشهای شهرنشینی در افغانستان
دکتر حسن عالمی هم با تمرکز بر حوزه شهرسازی توضیح داد که افغانستان به دلیل کوهستانی بودن، ناگزیر شهرها را روی شیبهای ۸ تا ۱۵ درجه ساخته است؛ موضوعی که هزینه زیرساختهایی مانند فاضلاب، برق و آب را چند برابر افزایش میدهد.
او تأکید کرد: «توسعه افغانستان بدون ایجاد شبکههای ارتباطی پایدار، تونلها، جادهها و خطوط راهآهن ممکن نیست. ارتباط میان اقوام و مناطق تنها از مسیر زیرساخت مدرن تقویت میشود.»
جمعبندی
افغانستان در یک منظومه پیچیده تاریخی
در جمعبندی نشست تأکید شد که اگرچه طبیعت خشن افغانستان هزینه توسعه را بالا برده، اما عامل نهایی نیست.
در چارچوب منظومهای الهامگرفته از بنیامین، توسعه افغانستان نتیجه تعامل چندین عامل است:
– جغرافیای سخت
– تاریخ طولانی جنگ
– ضعف نهادی
– روان جمعی زخمی
– شکافهای اجتماعی و دیاسپورایی
در این نگاه، هیچ عامل واحدی توضیحدهنده وضعیت افغانستان نیست؛ همانگونه که در یک صورتفلکی، هر ستاره تنها در کنار دیگران معنا مییابد.







