آصف درانی: خطر حمله‌ای بزر‌‌گ‌تر از 11 سپتامبر وجود دارد | کشورهای همسایه برای فشار بر طالبان متحد شوند

متن کامل مصاحبه ایراف با آقای درانی را این‌جا بخوانید:

با توجه به اظهارات اخیر وزیر دفاع پاکستان درباره همکاری این کشور با ایالات متحده پس از ۱۱ سپتامبر، نقش پاکستان در تحولات امنیتی افغانستان طی دو دهه گذشته را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این همکاری صرفاً با آمریکا نبود، بلکه در چارچوب قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد انجام شد که ذیل فصل هفتم منشور صادر شده بودند و برای همه کشورهای عضو الزام‌آور هستند. از نظر جغرافیایی، موقعیت پاکستان به گونه‌ای بود که دسترسی به افغانستان عمدتاً از طریق پاکستان امکان‌پذیر بود. البته از طریق ایران هم می‌شد، اما به دلیل روابط ایران و آمریکا چنین شرایطی فراهم نبود. از آنجا که آمریکا رهبری نیروهای ائتلاف را بر عهده داشت، این همکاری صورت گرفت.

با وجود این، ایران نیز در موضوع تغییر رژیم طالبان و همچنین در تشکیل دولت موقت به ریاست حامد کرزی با آمریکا همکاری کرده بود. به طور کلی، پس از ۱۱ سپتامبر فضایی شکل گرفته بود که در آن همکاری با آمریکا انجام می‌شد.

با این حال، وضعیت امنیتی که طی دو دهه گذشته در افغانستان شکل گرفت، برای همه روشن است. در ابتدا نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا حضور داشتند؛ نخست آیساف و سپس نیروهای ناتو. آن‌ها تلاش‌های خود را انجام دادند، اما با این حال مقاومت همچنان وجود داشت و نظام سیاسی که ائتلاف به رهبری آمریکا در آنجا برقرار کرده بود، موفق عمل نکرد، زیرا کسانی که باید آن را اداره می‌کردند، به اندازه کافی توانمند نبودند.

در طول سال‌های جنگ افغانستان، در حالی که پاکستان کمک‌های قابل ‌توجهی از ایالات متحده دریافت می‌کرد، گزارش‌هایی درباره حضور و فعالیت برخی گروه‌های مسلح در داخل پاکستان منتشر شد. این مسائل چگونه باید به‌صورت شفاف و حرفه‌ای بررسی شوند؟

یک نکته باید روشن باشد: آنچه آمریکا به‌عنوان «کمک قابل ‌توجه» ارائه می‌کرد، کمک خیریه یا بلاعوض نبود. پاکستان در این زمینه خدماتی انجام داده بود، به‌ویژه در حوزه لجستیک، و آن مبالغ در واقع هزینه همان خدمات بود. جاده‌های پاکستان، حریم هوایی، ترافیک، سامانه‌های لجستیکی و سیستم حمل‌ونقل این کشور همگی مورد استفاده قرار می‌گرفتند؛ از بندر کراچی تا افغانستان، تمام خطوط تأمین از مسیر پاکستان عبور می‌کرد.

همچنین به یاد دارید که در سال ۲۰۱۱ نیروهای آمریکایی به مواضع نیروهای پاکستانی حمله کردند و چند تن از افسران و سربازان ما شهید شدند. در پاسخ به آن، پاکستان مسیر تأمین (سپلای لاین) را بست و این مسیر حدود پنج تا شش ماه بسته ماند. پس از آن، آمریکا متوجه شد که چه زیان بزرگی متحمل شده است، زیرا در این منطقه پشتیبانی مشابهی در اختیار نداشت؛ کشورهای آسیای مرکزی همکاری نکردند و از طریق ایران هم امکان دسترسی نداشتند. در نهایت، آمریکا ناچار شد بابت اقدام خود از پاکستان عذرخواهی کند.

بنابراین، این‌گونه نبود که آمریکا از سر «لطف» یا «احسان» به پاکستان کمک کند؛ در مقابل، منابع و زیرساخت‌های ما مصرف می‌شد و آن کمک‌ها در ازای همین هزینه‌ها بود. از این رو، این ادعا که آمریکا به شکل اغراق‌آمیز و بی‌حساب به پاکستان کمک می‌کرد، به نظر من بیشتر مبالغه‌آمیز است.

بیشتر بخوانید:  جان اچکزی: پاکستان توان و آمادگی مداخله نظامی در افغانستان را دارد

شما اخیراً به حضور حدود ۲۰ گروه تروریستی در افغانستان اشاره کرده‌اید. مبنای این ارزیابی چیست و آیا این اطلاعات با نهادهای منطقه‌ای یا بین‌المللی به اشتراک گذاشته شده است؟

من این موضوع را بر اساس گزارش‌های بین‌المللی مطرح کرده‌ام، به‌ویژه گزارش‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد. در این گزارش‌ها آمده است که بیش از ۲۰ گروه تروریستی در داخل افغانستان حضور دارند، در آنجا پناه گرفته‌اند و به آن‌ها پناه داده شده است.

ادعای حکومت طالبان مبنی بر این‌که در آنجا چنین گروه‌هایی وجود ندارند — نه داعش خراسان (ISKP) و نه تحریک طالبان پاکستان (TTP) — در تضاد با این گزارش‌هاست. طالبان در حال حاضر در وضعیت انکار قرار دارند. برای من دشوار است که درک کنم چرا طالبان چنین موضعی اتخاذ کرده‌اند و چه چیزی را می‌خواهند ثابت کنند.

این‌گونه نیست که مانند شترمرغ سر خود را در شن فروکنند و تصور کنند خطر برطرف می‌شود؛ چنین چیزی ممکن نیست. نگرانی اصلی این است که گروه‌های تروریستی موجود در افغانستان نه‌تنها برای منطقه، بلکه برای سایر نقاط جهان نیز می‌توانند تهدید محسوب شوند.

پس از حمله اخیر در اسلام‌آباد و اظهارات رسمی درباره احتمال دخالت طالبان، چه شواهدی این ادعا را پشتیبانی می‌کند و آیا این اطلاعات به‌صورت رسمی به مقامات در کابل اعلام شده است؟

ببینید، چنین اتفاقاتی در گذشته هم رخ داده‌اند و در برخی از آن‌ها داعش خراسان (ISKP) دخیل بوده است؛ از جمله در حمله‌ای که در اسلام‌آباد انجام شد. پایگاه اصلی داعش خراسان در افغانستان قرار دارد و این گروه ‌تنها در پاکستان‌، بارها دست به حملات مختلف زده است.

داعش خراسان مسئول حملاتی در ایران نیز شناخته شده است. همچنین در حمله‌ای که در مسکو رخ داد و حدود ۱۵۰ نفر کشته شدند، این گروه مسئولیت را بر عهده گرفت. در رویدادهای اخیر نیز، همان‌طور که دیده شد، در تاجیکستان هم حمله‌ای صورت گرفت. در آنجا نیز کارگران چینی هدف قرار گرفتند که این‌ها هم به‌عنوان بخشی از ردپای داعش خراسان مطرح می‌شود. به‌ویژه حملاتی که ماهیت فرقه‌ای داشته‌اند — مثلاً زمانی که برادران شیعه در حال ادای نماز بودند و مورد حمله قرار گرفتند — از جمله اقداماتی است که به داعش خراسان نسبت داده می‌شود. در داخل افغانستان هم این گروه بارها علیه اقلیت‌های مسلمان دست به حمله زده است.

مقامات پاکستانی نگرانی خود را درباره ورود جنگجویان خارجی به افغانستان ابراز کرده‌اند. این مسئله چگونه می‌تواند بر روابط دوجانبه و همکاری‌های امنیتی بین دو کشور تأثیر بگذارد؟

در پاسخ باید گفت که در حال حاضر نیز سازمان‌های تروریستی در آنجا حضور دارند که تعدادشان بیش از ۲۰ گروه است. بنابراین مسئله جنگجویان خارجی هم در همین چارچوب قابل بررسی است.

با توجه به این تحولات، پاکستان چه چارچوب یا ابتکاراتی را برای همکاری منطقه‌ای جهت مقابله با چالش‌های امنیتی جاری پیشنهاد می‌کند؟

بیشتر بخوانید:  سیلی سخت به مدعیان قدرت؛ پاسخ صریح رهبر انقلاب به تهدیدات ترامپ

افغانستان در حال حاضر با چالش‌های امنیتی جدی روبه‌رو است. روشن است که در این مقطع، گروه‌های مختلفی در آنجا حضور دارند که در رأس آن‌ها تحریک طالبان پاکستان (TTP)، داعش خراسان (ISKP)، جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، جنبش اسلامی ازبکستان و سایر گروه‌ها قرار دارند.

این گروه‌ها گاهی به‌صورت جداگانه عملیات انجام می‌دهند و گاهی نیز به‌صورت مشترک اقدام می‌کنند. اگر گزارش اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد، که به «گزارش سی‌وهفتم» معروف است، را مشاهده کنید، در آن به همکاری میان TTP، ISKP و حتی BLA نیز اشاره شده است.

بنابراین، ضرورت دارد که کشورهای همسایه مستقیم افغانستان به‌صورت جمعی بر حکومت طالبان فشار وارد کنند. همچنین لازم است یک راهبرد مشترک و هماهنگ تدوین کنند تا این گرایش‌های تروریستی ریشه‌کن شده و از گسترش آن‌ها جلوگیری شود.

رئیس‌جمهور آصف‌علی زرداری وضعیت کنونی افغانستان را قابل مقایسه با دوره پیش از ۱۱ سپتامبر، یا حتی بدتر از آن توصیف کرده است. شما این اظهارنظر را چگونه ارزیابی می‌کنید و این دیدگاه چه تأثیری می‌تواند بر رویکرد آینده پاکستان نسبت به افغانستان داشته باشد؟

رئیس‌جمهور زرداری این اظهارنظر را در پی حمله انتحاری ششم فوریه در پاکستان بیان کرد؛ حمله‌ای تروریستی که در آن ۳۱ نفر جان باختند و ۱۶۹ نفر زخمی شدند که برخی از آنان به‌شدت مجروح هستند. او این سخنان را در همان چارچوب مطرح کرد و تلاش داشت تأکید کند که پیش از ۱۱ سپتامبر نیز نشانه‌ها و شواهدی وجود داشتند، اما آن‌ها جدی گرفته نشدند و در نهایت به واقعه ۱۱ سپتامبر منجر شد.

به همین ترتیب، او می‌خواست بگوید که در حال حاضر نیز اگرچه ظاهراً در افغانستان نوعی آرامش دیده می‌شود، اما این آرامش واقعی نیست. به نظر می‌رسد یا حکومت طالبان کنترلی کامل بر اوضاع ندارد، یا اگر کنترل دارد، با برخی گروه‌های تروریستی نوعی همدستی یا چشم‌پوشی وجود دارد، در حالی که به جهان اعلام می‌کنند چنین گروه‌هایی در آنجا حضور ندارند.

در مورد داعش خراسان (ISKP)، طالبان می‌گویند با آن‌ها درگیری و خصومت دارند، اما مشاهده می‌شود که داعش خراسان عمدتاً طالبان را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه اقلیت‌های قومی و مذهبی را هدف حملات خود قرار می‌دهد؛ چه در داخل افغانستان، چه در ایران (به‌ویژه جامعه شیعه)، و چه در پاکستان، جایی که به امام‌بارگاه‌ها و مراکز عبادی شیعیان حمله شده است. به نظر می‌رسد این گروه اهداف خود را بر اساس شرایط انتخاب می‌کند.

همچنین این احتمال وجود دارد که داعش خراسان، تحریک طالبان پاکستان (TTP) و سایر سازمان‌های تروریستی با یکدیگر همکاری کرده و در جایی دست به یک حمله بزرگ بزنند. بنابراین لازم است همواره هوشیار باشیم. این گروه‌های تروریستی کافی است تنها یک‌بار موفق شوند تا خسارت بزرگی وارد کنند. نباید فراموش کرد که اگر توطئه‌ها و برنامه‌ریزی‌های آن‌ها ادامه یابد، حتی ممکن است رویدادی بزرگ‌تر از ۱۱ سپتامبر نیز رخ دهد.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=110339
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x