به گزارش ایراف؛ دستکم آن گونه که طرفهای مذاکرهکننده میگویند دور اول از آخرین سری مذاکرات آمریکا و ایران در عمان پیشرفت داشته و مذاکرات بیشتر قرار است این هفته برگزار شود. واقعیت این است که در مورد وجود توافق بین آمریکا و ایران، زمان فشرده خواهد بود.
سوال این است که توافق احتمالی ممکن است شامل چه مواردی باشد؟ توافق میتواند محدود یا گسترده باشد؛ جزئی یا کامل. در برابر افکار عمومی و رسانهها، هر دو طرف خطوط قرمز خود را اعلام میکنند. جمهوری اسلامی ایران می گوید که هر توافقی فقط بر مسئله هستهای متمرکز خواهد بود. دولت ترامپ اما اصرار دارد که برنامه موشکهای بالستیک و کنترل متحدان منطقهای تهران نیز روی میز است. ترامپ، اینگونه تظاهر میکند که مشتاق یک توافق است و ایرانیها نشان دادهاند که خواستار رفع تحریمها هستند.
رییس جمهور آمریکا همزمان، طیفی بزرگ از ناوگان و نیروهای نظامی آمریکایی در اطراف ایران مستقر کرده تا در میز مذاکره، امتیاز بگیرد و تهران را وادار به کرنش در برابر خواستههای خود و رژيم صهیونیستی کند.
بدیهی است که جنگ همیشه خطرناک بوده و هرگز به رسیدن به اهداف مد نظر کمک نمی کند. ترامپ هم به خوبی میداند که شروع جنگ بسیار آسانتر از پایان دادن به آن است.
جنگ ممکن است با برنامهریزی قبلی رخ دهد، یا در نتیجه یک سوء تفاهم بین طرفین؛ اما در صورت حمله، هدف چه خواهد بود و این هدف، تا چه اندازه قابل دستیابی خواهد بود؟ ترامپ برای تغییر حکومت، حمله علیه ایران را مجاز نمیداند، زیرا میداند که این اتفاق نمیافتد و حمله به ایران نیز کار سادهای نیست؛ همانطور که رهبر انقلاب نیز با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی، آغازگر هیچ جنگی نخواهد بود، تصریح کردند که اگر آمریکاییها یا متحدانشان جنگی را تحمیل کنند، آن جنگ محدود، کنترلشده و نقطهای نخواهد ماند؛ بلکه به یک جنگ منطقهای تبدیل خواهد شد.
بنابراین، ایران در یک سناریوی جنگ تمامعیار، گزینههای خوبی دارد. موشکهای بالستیک ایران به سمت رژیم صهیونیستی و سرزمینهای اشغالی شلیک خواهند شد. مسدود کردن تنگه هرمز گزینه دیگری است که ضربهای فوری و مخرب به اقتصاد جهانی وارد میکند. بخش بزرگی از ایرانیان در مواجهه با هرگونه حمله آمریکا یا آمریکا-رژیم صهیونیستی به ایران، صفوف خود را متحد میکنند. بسیاری از ایرانیان میخواهند چالشهای داخلی خود را در داخل کشور مدیریت کنند نه با دخالت فاجعهبار قدرتهای خارجی.
جنگ بدون شک، منجر به پیامدهای خطرناکی در منطقه خواهد شد. ایران به روشنی اعلام کرده است که در مقابل هرگونه حمله، با قدرت و سرعت، تلافی خواهد کرد، از جمله علیه نیروهای متحد آمریکا در منطقه که به طور بالقوه رژیم صهیونیستی و پایگاههای آمریکایی در کشورهای خلیج فارس را به یک درگیری منطقهای گستردهتر سوق میدهد. این امر باعث بیثباتی گسترده و آسیبپذیری اقتصادی میشود که به نوبه خود ممکن است موجب فرار قابل توجه سرمایه و همچنین افزایش جریان پناهندگان و مهاجران به اروپا شود. علاوه بر این، اگر ایران به کشتیرانی در تنگه هرمز یا زیرساختهای انرژی خلیج فارس حمله کند، افزایش قیمت جهانی نفت و گاز، تشدید نوسانات بازار، فشار تورمی ناشی از افزایش هزینههای انرژی و تأثیر جانبی بر اقتصادهای شکننده رخ خواهد داد که بحران را بیشتر تشدید میکند.
در شرایط فعلی، هرگونه تشدید نظامی آمریکا نه تنها برای ایران، بلکه برای کل منطقه خطرآفرین است. تاریخ خاورمیانه نشان میدهد که به محض وقوع درگیری، دامنه بحران، مانند یک آتشسوزی گسترده میشود و کل منطقه را به شیوههای غیرقابل پیشبینی بیثبات میکند.
پیامدهای غیرمنتظره جنگ بین ایران و آمریکا بر افغانستان
درگیری مستقیم بین ایران و آمریکا به شدت بر افغانستان تأثیر میگذارد، کشوری که با حکومت شکننده، بحران اقتصادی و ناامنی تحت حکومت طالبان دست و پنجه نرم میکند. افغانستان به دلیل نزدیکی جغرافیایی به ایران، ساختار سیاسی ناپایدار، وابستگی به تجارت مرزی و حضور گروههای افراطی، با خطرات امنیتی و اقتصادی فزایندهای روبرو است.
افغانستان تا حد زیادی در تنشهای نیابتی گذشته و حتی در جریان درگیری مستقیم تابستان گذشته بین ایران و رژیم صهیونیستی، موضع بیطرفی خود را حفظ کرد. آیا این بیطرفی، افغانستان را از آسیبهای ناشی از درگیری محافظت کرده است؟ آیا طالبان میتواند اوضاع و پیامدهای امنیتی و سیاسی جنگ ایران و آمریکا را مدیریت کند؟ و در نهایت چه استراتژیهایی میتواند به چالشهای موجود رسیدگی کند؟
روابط ایران و طالبان
ایران همواره رابطهای پیچیده و چندلایهای با افغانستان، به ویژه در دوران حکومت طالبان داشته است. طی دو دهه گذشته، ایران و طالبان توافق ناگفتهای داشتهاند که نیروهای خارجی – به ویژه ایالات متحده – را دشمنان مشترک و تهدیدی برای منافع خود میدانند. بنابراین واکنش رسمی طالبان به تهدید نظامی آمریکا علیه ایران توام با مخالفت و هشدار بوده است. طالبان در اعلامیهای که توسط سخنگوی خود منتشر کرد، هرگونه اقدام احتمالی آمریکا علیه ایران را محکوم و آن را «خطای بزرگی» دانست و تأکید کرد که گفتوگو بهترین راه حل است.
طالبان گفتوگوی دیپلماتیک میان ایران و آمریکا را بهترین راه برای حل مشکلات کنونی دانسته و اعلام کرده که نباید این تنشها به جنگ یا تهدید تبدیل شود.
طالبان اعتراضات داخل ایران را یک موضوع کاملاً داخلی خواند که باید در داخل همان کشور حلوفصل شود و مداخله خارجی را تأیید نکره است.
یک مقام طالبان در تحلیل تحولات منطقهای پیش از این نوشته بود که فشار نظامی دشمنان علیه ایران با وحدت ملی و انسجام داخلی مردم این کشور روبرو شده و نه تنها سناریوهای نظامی را خنثی کرده، بلکه موازنه امنیتی منطقه را تغییر داده است.
کارشناسان عمدتاً بر ابعاد منطقهای و اقتصادی جنگ ایران و آمریکا تمرکز کردهاند و کمتر به تأثیرات امنیتی و اقتصادی آن بر کشورهای همسایه مانند افغانستان توجه نشان دادهاند. افغانستان تحت کنترل طالبان، فاقد ساختارهای حمایتی کافی برای شهروندان خود است و برای کالاهای ضروری مانند غذا، نفت و گاز به شدت به کشورهای همسایه، به ویژه ایران وابسته است. هرگونه اختلال در چرخه تامین، میتواند به سرعت امنیت غذایی و قدرت خرید را به خطر بیندازد و بحران انسانی را تشدید کند. در طول جنگ ۱۲ روزه، تغییرات قابل توجهی در بازارهای افغانستان مشاهده شد. در همین حال، ایران اخراج اجباری مهاجران افغان را بعد از جنگ تسریع کرد. تعداد قابل توجهی بازداشت و به افغانستان بازگردانده شدند. هجوم ناگهانی این جمعیت به افغانستان، همراه با اخراجهای مشابه از پاکستان، بدون شک پیامدهای امنیتی و اقتصادی جدی به همراه داشت.
کارشناسان هشدار میدهند که در صورت عدم پشتیبانی و نبود زیرساخت، گروههای تروریستی مانند داعش خراسان و القاعده میتوانند از مهاجران بیسرنوشت، سوءاستفاده کنند. به گفته یونیسف، حدود ۵۰۰۰ کودک افغان در طول این اخراجها از خانوادههای خود جدا شدند و اکنون با تهدیدات امنیتی و سوءاستفاده گروههای رادیکال روبرو هستند.
یک منبع محلی در هرات گزارش داده است که قیمت اجاره مسکن به شدت افزایش یافته و بسیاری از خانوادههای اخراج شده بیخانمان شده و مجبور به زندگی در خیابانها و جادههای شهر شدهاند. این افراد در معرض ناامنی اجتماعی و خطرات سوءاستفاده جنسی از زنان و کودکان قرار دارند. فعالیتهای مجرمانه مانند سرقت خانه و خودرو نیز افزایش یافته است، در حالی که طالبان هیچ برنامه حمایتی موثری ارائه نمیدهند.
بحران اقتصادی و خطرات بشردوستانه
ایران یکی از بزرگترین شرکای تجاری افغانستان، به ویژه در زمینه تامین سوخت، غذا، دارو و مصالح ساختمانی است. جنگ ایران و آمریکا میتواند این تجارت حیاتی را مختل کرده و بحران معیشتی افغانستان را بدتر کند. افزایش قیمتها، کاهش دسترسی به کالاهای اساسی و تورم از پیامدهای مورد انتظار است.
وابستگی افغانستان به کالاهای وارداتی از ایران به ویژه غذا و دارو، به طور غیرمعمولی زیاد است. حتی یک اختلال کوتاه مدت در این تجارت میتواند به شدت به زندگی مردم آسیب برساند. جایگزینی ایران به عنوان شریک تجاری اصلی افغانستان با سایر کشورهای منطقه و جهان از نظر زمان و هزینه، دشوار خواهد بود. اگرچه برخی از کالاها از پاکستان، چین، ازبکستان، قزاقستان و روسیه وارد میشوند، اما مسیرهای زمینی نزدیک و پایدار ایران همچنان از اهمیت ویژهای برخوردار هستند.
علاوه بر تأثیرات اقتصادی، مشکلات بشردوستانه در ایران به دلیل شرایط مهاجرت، تحریمها، تورم و کمبود امکانات بهداشتی افزایش یافته است. این وضعیت میتواند فشار بر جامعه مهاجران افغان در ایران را افزایش داده و منجر به موج جدیدی از مهاجرتهای اجباری و قاچاق انسان شود.
حمایت از ثبات افغانستان نه تنها یک مسئله منطقهای است، بلکه بخش کلیدی جلوگیری از گسترش افراطگرایی، مدیریت جریان مهاجرت و حفظ امنیت در منطقهای بیثبات است. نادیده گرفتن این پیچیدگیها به معنای توانمندسازی گروههای تروریستی مختلف منطقهای و جهانی و در نهایت تبدیل افغانستان به کانون بیثباتی با پیامدهای فراتر از مرزهای آن است و این بدون شک، میان امنیت ایران، امنیت افغانستان و امنیت کل منطقه، همپوشانی ایجاد میکند و هرگونه تهدید این همپوشانی – خواه از طریق پروژههای امپریالیستی ترامپ و نتانیاهو باشد یا تشدید فعالیت گروههای تروریستی به مثابه نیروهای نیابتی آنها – خطری مشترک برای همه بازیگران منطقهای از جمله ایران و افغانستان است.








