به گزارش ایراف، مذاکرات اخیر میان ایران و آمریکا، بار دیگر نشان داد که تقابل تهران و واشنگتن دیگر محدود به پرونده هستهای یا اختلافات دوجانبه نیست، بلکه به مناقشهای منطقهای تبدیل شده است که بازیگران مختلفی در آن نقشآفرینی میکنند. در این میان، افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، بهعنوان یکی از متغیرهای مهم ژئوپلیتیکی، تلاش میکند تا جایگاه خود را میان دو قطب قدرت منطقهای و جهانی بازتعریف کند.
تماس تلفنی چندی پیش سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ گفتوگویی که بهظاهر درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای بود، اما در سطحی عمیقتر، پیامهایی مرتبط با مذاکرات ایران و آمریکا و آینده موازنه قدرت در منطقه را در بر داشت.
موضع طالبان درباره مداخله خارجی در ایران
بر اساس اعلام وزارت امور خارجه ایران، سیدعباس عراقچی و امیرخان متقی در تماس تلفنی خود، روند روابط دوجانبه در حوزههای مختلف، بهویژه اقتصادی و تجاری را بررسی کردند. در این گفتوگو، راههای گسترش مناسبات اقتصادی، تسهیل تبادلات تجاری و افزایش همکاریهای دوجانبه مورد تأکید قرار گرفت.
عراقچی در این تماس، بر دفاع ایران از استقلال و امنیت خود در برابر تروریسم و مداخلات خارجی تأکید کرد؛ موضعی که در شرایط تشدید فشارهای آمریکا علیه ایران، معنایی فراتر از یک موضعگیری دیپلماتیک ساده دارد.
در مقابل، امیرخان متقی نیز با محکومکردن هرگونه مداخله خارجی در امور کشورهای منطقه، ابراز اطمینان کرد که ایران با وحدت داخلی از امنیت و حاکمیت ملی خود دفاع خواهد کرد. پیش از این نیز متقی در جنگ 12 روزه صراحتا مواضع خود را نسبت به ایران مطرح کرده بود: «ما اجازه نمیدهیم از خاک ما علیه دیگر کشورها استفاده شود.» این همصدایی حاکی از همگرایی سیاسی محتاطانه میان تهران و کابل است که در بستر مذاکرات ایران و آمریکا معنا پیدا کرده است.
تاثیر مذاکرات ایران و امریکا بر افغانستان
مذاکرات اخیر ایران و آمریکا، برخلاف دورههای گذشته، صرفاً حول محور پرونده هستهای شکل نگرفته است. تحولات منطقهای، از بحرانهای امنیتی گرفته تا نقش بازیگران غیردولتی و دولتهای همسایه، به بخشی از دستور کار غیررسمی این مذاکرات تبدیل شده است.
افغانستان در این میان جایگاهی ویژه دارد؟
خروج آمریکا از افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، یکی از نقاط عطف سیاست خارجی واشنگتن در منطقه بود. پیش از این، متقی در واکنش به اظهارات ترامپ مبنی بر بازپسگیری بگرام گفته بود: «حتی یک متر از خاک افغانستان به آمریکایی ها داده نخواهد شد.»
اکنون، آمریکا تلاش میکند با ابزارهای غیرمستقیم، همچنان بر معادلات کشورهای منطقه از جمله افغانستان نیز تأثیر بگذارد، در حالی که ایران نیز در پی تثبیت روابط خود با طالبان و جلوگیری از تبدیل افغانستان به پایگاه فشار علیه تهران است.
در چنین شرایطی، هر تماس دیپلماتیک میان ایران و طالبان، صرفاً یک گفتوگوی دوجانبه نیست، بلکه بخشی از یک معادله بزرگتر در مذاکرات تهران و واشنگتن محسوب میشود.
طالبان و «تشخیص تهدید»؛ فهم مشترک از پروژه بیثباتسازی
سید رسول موسوی، مدیرکل سابق آسیای جنوبی در وزارت امور خارجه ایران، در تحلیل اخیر خود درباره تعاملات طالبان با آمریکا و ایران نوشته است: دیپلماسی افغانستان در دوره فعلی نشاندهنده تلاش برای کاهش تأثیر مستقیم آمریکا است و طالبان در پی حفظ ثبات و پرهیز از برخوردهای مستقیم با تهران است.
از این منظر، تهدید علیه ایران صرفاً یک بحران دوجانبه نیست، بلکه بخشی از زنجیره فشار منطقهای است که افغانستان نیز در آینده از آن متأثر خواهد شد. همین درک مشترک از ماهیت تهدید، زمینهای برای همسویی نسبی سیاسی میان تهران و کابل فراهم کرده است.
به باور او، دیپلماسی افغانستان در دوره فعلی نشاندهنده تلاش برای کاهش تأثیر مستقیم آمریکا است و طالبان در پی حفظ ثبات و پرهیز از برخوردهای مستقیم با تهران است.
طالبان و آمریکا؛ از دشمنی نظامی تا تعامل تاکتیکی
طبق توافقنامه دوحه، طالبان در ازای تحویل گرفتن قدرت و جغرافیا، تعهد دادهاند که با دشمنان آمریکا وارد همکاری جدی نشوند. از همین رو، روابط طالبان با همسایگان، به ویژه رقبای آمریکا؛ چین، ایران و روسیه، تاکتیکی و محتاطانه بوده است (احتمالا با کسب توافق آمریکا در خلال مذاکرات دوحه) تا از مواجهه با مخالفتهای احتمالی آنها پیشگیری شود.
از این رو، روابط طالبان و آمریکا، پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، وارد مرحلهای پیچیده شده است.
اگرچه طالبان همچنان آمریکا را مسئول بحرانهای گذشته افغانستان میداند، اما در عین حال، تمایل به نوعی تعامل تاکتیکی با واشنگتن را نیز نمیتوان نادیده گرفت.
این تعامل، بیشتر در حوزههای انسانی، اقتصادی و امنیتی تعریف میشود و نشاندهنده حرکت طالبان به سمت نوعی عملگرایی سیاسی است. همین عملگرایی، طالبان را به بازیگری تبدیل کرده است که میتواند در معادلات مذاکرات ایران و آمریکا نقشی ایفا کند.
از یک سو، طالبان نمیخواهد افغانستان به پایگاه فشار آمریکا علیه ایران تبدیل شود؛ و از سوی دیگر، نمیخواهد در تقابل مستقیم با واشنگتن قرار گیرد. نتیجه این وضعیت، سیاستی دوگانه و محتاطانه است که در تماسهای دیپلماتیک با تهران و پیامهای غیرمستقیم به واشنگتن نمود پیدا میکند.
ایران و طالبان؛ همکاری محتاطانه در سایه بیاعتمادی تاریخی
روابط ایران و طالبان، همواره ترکیبی از بیاعتمادی تاریخی و همکاری تاکتیکی بوده است. ایران نسبت به سیاستهای داخلی طالبان، بهویژه در حوزه حقوق اقوام و مذاهب، انتقاد دارد، اما در عین حال، واقعیت قدرت طالبان در افغانستان را پذیرفته و تلاش کرده است روابط خود با کابل را مدیریت کند.
مواضع طالبان در قبال تنشهای جاری میان ایران و آمریکا را میتوان نمادی از این همکاری محتاطانه دانست؛ همکاریای که نه در قالب اتحاد راهبردی، بلکه در چارچوب مدیریت تهدیدهای مشترک و حفظ ثبات منطقهای تعریف میشود.
در واقع، ایران تلاش میکند از طریق تعامل با طالبان، نفوذ آمریکا در همسایگی شرقی خود را محدود کند، در حالی که طالبان نیز میکوشد از روابط با ایران بهعنوان اهرمی برای افزایش وزن سیاسی خود در معادلات منطقهای استفاده کند.
مذاکرات تهران و واشنگتن در سایه کابل
با توجه به مواضع طالبان، میتوان گفت که مذاکرات ایران و آمریکا، بیش از هر زمان دیگری، تحت تأثیر متغیرهای منطقهای قرار گرفته است. افغانستان، بهعنوان یکی از حلقههای مهم این معادله، نقشی دوگانه ایفا میکند: از یک سو، بهعنوان میدان رقابت قدرتها، و از سوی دیگر، بهعنوان بازیگری که تلاش میکند از این رقابت به نفع تثبیت جایگاه خود استفاده کند.
اگر طالبان بتواند سیاست بیطرفی نسبی خود را حفظ کند، این امر میتواند به کاهش سطح تنش میان ایران و آمریکا کمک کند؛ اما اگر افغانستان به میدان رقابت مستقیم تهران و واشنگتن تبدیل شود، مذاکرات دوطرف نیز وارد مرحلهای پیچیدهتر خواهد شد.








