به گزارش ایراف، سم کیلی، سردبیر ارشد روزنامه ایندیپندنت در تحلیلی نوشت: آخرین حرکت دونالد ترامپ در سیاست خارجی درباره اوکراین، اقدامی آشفته اما به شکلی خطرناک مؤثر است. این اقدام ممکن است در آستانه زمستان سخت و قطعی برق، وقفهای کوتاه در حملات روسیه ایجاد کند.
اما خطر اصلی، بهایی است که ترامپ انتظار دارد در برابر این «آتشبس» موقت از پوتین دریافت کند: تسلیم شدن کییف بدون درگیری و واگذاری مهمترین خطوط دفاعی و شهرهای استراتژیک به خواستههای کرملین است.
به باور این تحلیلگر، ترامپ در اوکراین از طرف اشتباهی حمایت کرده است. او همچنین هشدار داد که رئیسجمهور آمریکا ممکن است به زودی جنگی علیه ایران به راه بیندازد که قادر به کنترل آن نخواهد بود.
بر اساس این گزارش، مذاکرهکنندگان آمریکایی تلاش کردهاند زلنسکی را راضی کنند تا موافقت کند مناطق دونتسک و بخشهای بزرگی از زاپروژیا و خرسون را واگذار کند. واشنگتن کمکهای نظامی به اوکراین را قطع کرده و تنها جریان محدودی از اطلاعات را در اختیار نیروهای اوکراینی قرار میدهد. این موضوع زیرساختهای انرژی اوکراین را در برابر حملات روسیه بسیار آسیبپذیر کرده است.
اوکراین: گزینه منطقیتر برای مداخله
به نوشته ایندیپندنت، اگر ترامپ به دنبال یک «ضرورت انسانی» برای استفاده از قدرت نظامی آمریکا است، این ضرورت در اوکراین وجود دارد، نه ایران. با بازگرداندن کمکهای نظامی (به ویژه پدافند هوایی و موشکهای دوربرد)، اوکراین میتواند روسیه را عقب براند و از خود دفاع کند. بیش از ۱۰ میلیون اوکراینی آواره شدهاند و نزدیک به ۶ میلیون نفر در اروپا پناهنده هستند.
ترامپ ترجیح میدهد اروپا مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرد و آمریکا کمتر هزینه کند. اما رئیس جمهور فنلاند اخیراً در داووس تأکید کرد که این روایت که «اوکراین در حال شکست است»، یک روایت روسی است و دادههای اطلاعاتی آن را رد میکنند.
حمله به ایران؛ باخت-باخت
سم کیلی مینویسد: دونالد ترامپ دوست دارد از برندهها حمایت کند. وظیفه اروپا این است که به او ثابت کند حمایت از اوکراین یک بازی برد-برد برای آمریکاست. اما فارغ از نتیجه این تلاش، یک اصل ثابت است: حمله به ایران هیچ برندهای نخواهد داشت و نتیجهای جز باخت برای همه طرفها در پی ندارد.
اما ترامپ در عوض، آنچه «ناوگان عظیم» مینامد را به سمت ایران گسیل داشته؛ ناوگانی تحت فرماندهی ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» که تهدیدی علیه ایران محسوب میشود. این نمایش قدرت، پشتوانهای برای فشار بر تهران جهت توقف برنامه هستهای و موشکی و کاهش حمایت از گروههای منطقه است.
ترامپ ادعاهای گذشته درباره مداخله برای حمایت از معترضان در ایران را کنار گذاشته، در حالی که پیش از این مردم را به اعتراض تشویق کرده و قول «کمک» داده بود.
اهداف پنهان آمریکا: دستیابی به شرکتهای نفت و رضایت رژیمصهیونیستی
جاذبه اصلی این اقدام برای ترامپ، احتمالاً امید به ورود شرکتهای نفتی آمریکا به ایران پس از یک فروپاشی فرضی و بهرهبرداری از ذخایر انرژی آن است؛ سناریویی مشابه آنچه او برای ونزوئلا در سر دارد. علاوه بر این، او عمیقاً باور دارد که با این کار به رژیمصهیونیستی لطف میکند؛ رژیمی که از جمهوری اسلامی ایران هراس دارد.
این تحلیل تأکید میکند که برخلاف تهاجم روسیه به اوکراین که خطری برای متحدان ناتو و پایگاههای آمریکا در اروپا محسوب میشود، ایران تقریباً هیچ تهدید مستقیمی برای امنیت ملی آمریکا ندارد.
حمله به ایران میتواند نیروهای تجزیهطلبی را آزاد کند که واشنگتن قادر به کنترل آنها نخواهد بود. بخش عظیمی از اقتصاد ایران تحت کنترل نهادهای امنیتی است که وفاداری عمیقی به نظام دارند. پس از حمایت بیقید و شرط آمریکا از جنایات رژیمصهیونیستی در غزه که به گزارش سازمان ملل در آستانه «نسلکشی» است، این نهادها به راحتی میتوانند برای مقابله با غرب نیرو بسیج کنند. متحدان منطقهای آمریکا نیز از پیامدهای چنین حملهای در امان نخواهند ماند.







