اغتشاشات دی‌ماه در ایران؛ مهاجرین تهدید یا فرصت؟

ایراف، مشروح این مصاحبه تقدیم خوانندگان می‌شود.

به نظر شما چرا در جنگ ۱۲ روزه، اتهاماتی گسترده‌ای علیه مهاجرین مطرح و این اتهامات برای طیفی قابل توجه از جامعه میزبان، باورپذیر شد؟ و چرا در ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴، برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها، شاهد همراهی یا مشارکت قابل توجه مهاجرین با اغتشاشگران نبودیم؟ دلایل اصلی این رفتار مسالمت‌آمیز چیست؟

در آن مقطع زمانی، یعنی از چندین ماه قبل از خرداد سال ١۴٠۴، بحث ساماندهی مهاجرین غیرمجاز و اخراج اتباع غیرمجاز(عمدتا اتباع افغانستان) مطرح بود. در آن مقطع، فضای رسانه‌ای معطوف به اخراج مهاجرین افغانستانی که بعضا مسئولین دولتی هم به آن دامن می‌زدند باعث ایجاد این باور شده بود که باید مهاجرین غیرمجاز به سرعت از کشور اخراج شوند و در این میان، جنگ ۱۲ روزه پیش آمد و در موارد معدودی برخی از اتباع افغانستان در اقداماتی علیه امنیت ملی جمهوری اسلامی مشارکت داشتند که این موارد نادر و محدود بود، ولی انتشار اخبار همکاری برخی از اتباع افغانستان با رژیم صهیونیستی در ایام جنگ به اضافه آن ذهنیت منفی که از قبل ایجاد شده و ادامه داشت و مرتب در فضای مجازی روی آن کار می‌شد؛ فضایی را ایجاد کرد که شاهد حجم زیادی از دروغ‌سازی و اخبار کاذب درباره همکاری گسترده مهاجرین و اتباع افغانستان با رژیم صهیونیستی باشیم.

انتشار فیلم‌ها و اخبار دروغ و فیک این تصویر و تصور را ایجاد می‌کرد که هزاران نفر از اتباع افغانستان در ایران مشغول همکاری با رژیم صهیونیستی‌اند! در حالی که این روند، «حرکتی طراحی‌شده» برای تخریب روابط دو ملت ایران و افغانستان بود؛ چرا که انتشار حساب شده آن حجم انبوه از فیلم‌ها و اخبار جعلی (که پیوسته اطلاعات غلط درباره اتباع افغانستان به ذهن مخاطب ایرانی پمپاژ می‌کرد) را نمی‌توان حرکتی اتفاقی دانست! و به نظر می‌رسد که سوء‌استفاده برخی سرویس‌های جاسوسی-امنیتی غربی از آن شرایط خاص جامعه ایرانی باشد؛ چون برخی سرویس‌های جاسوسی اروپایی پیوسته روی تنش‌ها و اختلافات بین دو ملت ایران و افغانستان کار می‌کنند.

مثلاً فیلمی در ایام جنگ ۱۲ روزه در فضای مجازی به شکل گسترده منتشر شد که ادعا می‌کرد بیش از ۳۰۰ نفر از اتباع افغانستان در حال حفر تونل برای نفوذ به یک مقر خیلی مهم نظامی بودند و این فیلم به شکل عجیبی در همه بسترهای مجازی گسترش و انتشار پیدا کرد؛ در صورتی که اصل ماجرای آن فیلم در کل دروغ بود و فیلم متعلق به زمان و مکان و موضوع دیگری بود. این نمونه حرکت‌ها که من آن‌ها را «حرکت‌های طراحی‌شده» می‌دانم، محصول مستقیم یا با واسطه سرویس جاسوسی انگلستان است؛ چرا که ایجاد و گسترش اختلافات بین جمهوری ‌اسلامی ایران و افغانستان و بین مردم دو کشور از راهبردهای دائمی سرویس‌های جاسوسی و امنیتی انگلستان بوده و هست.

و این گونه در ایام جنگ ۱۲ روزه، روند شایعه‌پراکنی‌، اتهام‌زنی‌ و نفرت‌‌سازی درباره مهاجرین افغانستانی در فضای مجازی ایران شکل گرفت و به‌واسطه التهابات ناشی از جنگ و حجم انبوه اخبار و اطلاعات منتشره در ایام جنگ، امکان پایش و مهار این روند غلط از طریق مدیریت رسانه‌ و تنویر افکار عمومی وجود نداشت.

لازم به ذکر است که حرکت‌هایی هم از سوی جامعه مهاجرین برای مهار این افتراها و نفرت‌پراکنی‌ها صورت گرفت. از جمله در زمان شهادت برخی اتباع افغانستانی که در ایام جنگ مذکور، توسط رژیم صهیونیستی در داخل خاک ایران و در کنار شهروندان ایرانی به شهادت رسیدند یا اطلاع‌رسانی‌ درباره همراهی و همدلی مهاجرین با مردم ایران (از جمله برگزاری جلسات دعا توسط خانم‌های افغانستانی برای شکست رژیم صهیونیستی و پیروزی رزمندگان اسلام). این اقدامات تلاش‌هایی بودند که همدلی و هم‌آوایی دو ملت ایران و افغانستان در موضوع مخالفت با رژیم صهیونیستی را به نمایش می‌گذاشتند؛ اما سرعت و میزان انتشار این رخدادهای همدلانه به اندازه سرعت انتشار دروغ‌های تفرقه‌افکنانه نبود.

هرچند پس از پایان جنگ، مسئولین مربوطه در جمهوری اسلامی ایران، این فضا را تصحیح و اطلاعات غلط را تکذیب کردند و ثابت شد که درصد بسیار اندک و محدودی از مهاجرین و اتباع افغانستان در بحث پرونده‌های همکاری با رژیم صهیونیستی درگیر بودند.

در واقع گرفتاری‌های متنوع و مختلف مسولین ج.ا.ا در زمان جنگ ۱۲ روزه باعث شده بود که مدیریت فضای رسانه‌ای و تنویر افکار عمومی در موضوع تبیین نقش مهاجران در وقایع آن روزها اتفاق نیفتد.

از طرفی سرویس‌های امنیتی اروپایی و مشخصا سرویس‌های انگلیسی از آن فضا حداکثر استفاده را کردند و اخبار دروغ علیه مهاجرین افغانستانی را طراحی و منتشر کردند. هرچند پس از جنگ، این اخبار دروغ توسط مسئولان ایرانی تکذیب شد؛ اما قدرت تکذیبیه و سرعت انتشار آن به اندازه قدرت و سرعت انتشار شایعات دروغ نیست. یعنی آن شایعات و دروغ‌ها اذهان‌ را مسموم می‌کند، اما تکذیبیه هر چقدر سریع هم صورت بگیرد بازهم، ابعاد شایعات و اخبار کذب منتشره را پوشش نمی‌دهد.

عملاً برای این‌که چنین اخبار و فعالیت‌های تفرقه‌افکنانه از سوی دشمنان دو ملت اتفاق نیفتد بایستی آن زمینه‌ها را مهار کرد و اجازه نداد که آن زمینه‌ها شکل بگیرد و گسترش پیدا کند.

بیشتر بخوانید:  سرکوب در مینه‌سوتا؛ اوباما و کلینتون فراخوان اعتراض دادند

تفاوت موضوع مهاجرین افغانستانی در اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ به نسبت فضای جنگ ۱۲ روزه، این بود که فضای ولنگار و بی‌قانونِ فضای مجازیِ ایران در اغتشاشات اخیر محدود شد، یعنی آن بستری که می‌توانست به شایعات دامن بزند آماده نبود؛ لذا شاهد انتشار اخبار دروغ در موضوعات مختلف از جمله مهاجرین افغانستانی نبودیم.

پیش از شروع جنگ دوازده‌روزه، تب شدید اخراج مهاجرین و مباحث پیرامونی آن‌ها در فضای جامعه ایرانی موجود بود و بعد از حمله رژیم صهیونیستی، آن فضا و التهاب غلطی که ایجاد شد تاثیرات خودش را در حوزه مهاجرین افغانستانی نشان داد.

اما در اغتشاشات دی‌ماه آن جو و فضایی که از پیش شروع جنگ دوازده روزه علیه مهاجرین افغانستانی وجود داشت، فروکش کرده بود و به همین خاطر فضا و زمینه هم آنچنان مساعد نبود که در خصوص موضوع مهاجرین شاهد شکل‌گیری نفرت‌پراکنی و انتشار شایعات باشیم.

هرچند در این ایام با این‌که فضای مجازی و اینترنت تحت کنترل بود؛ اما یکی دو مورد را شخصا دیدم؛ که به دنبال انتشار اخبار دروغ درباره نقش مهاجرین افغانستانی در آشوب‌های اخیر بودند. مثلاً انتشار این خبر که در بین آشوبگران، اتباع افغانستان هم حضور دارند؛ اما این شایعه نتوانست گسترش پیدا کند و پروبال بگیرد که یک دلیل آن به خاطر محدودیت فضای مجازی بود و دلیل دیگر هم این بود که زمینه‌های منفی علیه مهاجرین مانند ابتدای سال ۱۴۰۴ وجود نداشت.

دلیل رفتار مسالمت‌آميز و عدم همراهی جامعه مهاجرین افغانستانی در چنین فتنه‌ها و اغتشاشاتی هم این است که اکثریت قریب به اتفاق مهاجرین ساکن ایران چند ویژگی دارند:

یکی این که افرادی متدین و متعهد‌اند و کسانی‌اند که این درک را دارند که جامعه ایران «خانه دوم» آن‌هاست و این‌که منافع و امنیت آن‌ها در گرو امنیت ایران است.

اکثر مهاجرین افغانستانی چه آن‌هایی که سالیان دراز در ایران زندگی کرده‌اند و چه آن‌هایی که مدت محدودتر و کوتاه‌تری در ایران بوده‌اند یک عُلقه و ارتباط عاطفی به این سرزمین دارند و همان‌طور که اشاره کردم اینجا را خانه دوم‌شان می‌دانند و برای امنیت و معاش و زندگیِ مناسب‌تر و بهتر به اینجا آمده و این ذهنیت را دارند که هرگونه مشکل یا ناامنی برای ایران، امنیت، فضای اشتغال و زندگی مناسب را از همه، از جمله مهاجرین سلب خواهد کرد و به خاطر همین پیوند مصالح و منافع دو کشور و دو ملت است که اغلب جامعه مهاجرین افغانستانی مقیم ایران، خودشان را از چنین حرکت‌های ضدامنیتی دور نگه داشتند.

در این یک سال اخیر، خوشبختانه شاهد بودیم که جامعه مهاجرین افغانستانی با یک نگاه درست که نشان بلوغ فکری این جامعه ا‌ست با جامعه میزبان همراه بوده‌اند و به انحای مختلف، همدلی، همدردی و همراهی خودشان را هم نشان داده‌اند.

با توجه به سابقه رفتار مسالمت‌آمیز جامعه مهاجرین در حوادثی مانند ناآرامی‌های اخیر که بدان اشاراتی داشتید، به نظر شما چه موانعی وجود دارد که این جامعه به عنوان یک «ظرفیت مثبت» و «همکار» در حل مسائل اجتماعی و حتی تأمین امنیت محلی-ملی دیده نشود؟

به نظرم مهاجرین نقش خودشان را به خوبی ایفا کردند یعنی حداکثر کاری که جامعه مهاجرین افغانستان در ایران می‌توانستند در حوادثی همچون رویدادهای ١۴٠۴ انجام دهند؛ انجام داده‌اند.

به واسطه این‌که آن‌ها به این بلوغ رسیده‌اند که باید خودشان را از آشوب‌ها و درگیری‌های جامعه میزبان جدا کنند و همچنین این ادراک که امنیت و آرامش آن‌ها مساوی با امنیت و آرامش ایران است.

علاوه بر این، جامعه مهاجرین نخواستند به عناصر و رخدادهای ناامن‌کننده آلوده شوند و به نظرم این اتفاق مهمی است و خود این بلوغ و ادراک بهترین همکاری برای حفظ امنیت و آرامش در ایران است.

توقعی که از مهمانان مقیم ایران می‌رود این است که در حفظ امنیت این خانه مشارکت کنند که به نظر من این توقع برآورده شده و مهمانان افغانستانی نقش خودشان را به درستی ایفا کرده و اجازه ندادند که از آن‌ها برای ناامنی ایران سوءاستفاده شود.

از طرف دیگر، شاهد بوده‌ایم که برخی از مهاجرین افغانستانی در حرکت‌های فرهنگی-اجتماعی مردم ایران برای مهار آشوب‌ها مشارکت داشتند. مثل حضور در راهپیمایی‌ها و تجمعاتی که برای مخالفت با آشوب‌ها و محکومیت تروریست‌ها در روزهای ۱۹ تا ۲۲ دی ماه انجام شد. بسیاری از مهاجرین و اتباع افغانستان در قم، مشهد و برخی شهرهای دیگر با مشارکت خود در این تجمعات، نقش خود در برقراری نظم و امنیت در جامعه ایرانی را ایفا کردند.

به عبارت دیگر در آن عرصه‌ای که شهروند ایرانی برای حفظ امنیت جامعه، مجال و امکان مشارکت پیدا کرد در همان عرصه، برخی از شهروندان و مهاجرین افغانستانی هم حضور پیدا کردند و حمایت خودشان را از امنیت و آرامش جمهوری اسلامی ایران نشان دادند.

بستر شکل‌گیری اغتشاشات اخیر در کشور مسائل اقتصادی-معیشتی بوده است. سیاست‌هایی مانند حذف ارز ترجیحی، چه تاثیراتی بر زندگی جامعه مهاجرین دارد؟ آیا این فشار اقتصادی می‌تواند منجر به تشدید چرخه «فقر، حاشیه‌نشینی و آسیب‌پذیری» در میان این جامعه شود؟

از آن‌جایی که مهاجرین افغانستانی بخشی از چرخه اقتصادی جامعه ایران هستند، معیشت آن‌ها در بستر اقتصاد ایران معنی پیدا می‌کند و طبیعی است که مشکلات اقتصادی جامعه ایران به آن‌ها هم منتقل می‌شود و دقیقا آن‌ها هم مشابه شهروندان ایرانی دچار عُسرت، آسیب و تنگی معیشت می‌شوند و این وضعیت، در حاشیه‌نشینی یا گسترش آن و یا گسترش فقر و امثالهم منعکس می‌شود.

بیشتر بخوانید:  ادامه اعتراضات سراسری در آمریکا؛ اداره مهاجرت آمریکا در مرکز خشم معترضان

وقتی مهاجر افغانستانی در جامعه ایران، زندگی می‌کند، اشتغال دارد، هزینه و دخل و خرج دارد و جزئی از جامعه ایرانی محسوب می‌شود بدیهی است که همان فشاری که بر اکثریت و اغلب مردم ایران وارد می‌شود به آن‌ها هم وارد شود.

در عمل هر دو زیر فشار هستند؛ یعنی این‌گونه نیست که مثلا بگوییم این فشار بین جامعه مهاجرین و شهروندان ایرانی تفکیک می‌شود.

به همین خاطر در این مسئله همه کسانی که در ایران زندگی می‌کنند به نحوی همه داخل یک کشتی نشسته‌اند و اگر آسیبی در حوزه اقتصاد و معیشت وارد شود، همه متضرر می‌شوند.

با توجه به وضعیت اقتصادی کشور و افزایش هزینه‌های زندگی، چه رفتار و واکنشی از سوی جامعه مهاجرین افغانستانی مقیم ایران در این خصوص قابل پیش‌بینی ظهور و بروز است؟ آیا وخامت وضعیت اقتصادی ایران می‌تواند منجر به افزایش انگیزه برای بازگشت شود؟

مهاجرین افغانستانی در ایران در پیشه‌ها و کار و کسب‌های مختلف حضور دارند. این مشکلات معیشتی و اقتصادی ممکن است که برای بعضی از آن‌ها ادامه کار و کسب و زندگی در ایران را به گونه‌ای محدود کند که به این نتیجه برسند که در کشور دیگری زیست کنند تا بتوانند معیشت و کار و کسب بهتری داشته باشند و از ایران بروند.

به خصوص مهاجرینی که برای معیشت بهتر و برای کار و کسب مناسب‌تر به ایران آمده‌اند اگر احساس کنند که این وضعیت اقتصادی باعث می‌شود که منافع اقتصادی مورد نظرشان تامین نشود، احتمال دارد رفتن از ایران را ترجیح بدهند؛ ولی فکر نکنم درصد فراوانی از جامعه مهاجرین چنین باشند.

یعنی اکثریت مهاجرین به نحوی با همین شرایط کنار می‌آیند، ممکن است چند درصدی (چهار یا پنج درصد) تصمیم بگیرند با ادامه این وضعیت به افغانستان برگردند یا مثلا در کشورهای دیگری مثل کشورهای حاشیه خلیج فارس، زندگی و کار و کسب‌شان را ادامه بدهند؛ چون اکثر اتباع افغانستان و مهاجرینی که در ایران هستند اوضاع اقتصادی هم منفی باشد باز به نوعی ترجیح‌شان زیست در ایران است؛ چرا که زندگی در ایران برای آن‌ها خیلی بهتر از زیست در سرزمین‌های عربی یا اروپاست.

آن‌ها در ایران در خانه دوم‌شان و در مجاورت کشور خودشان هستند و ایران برای آن‌ها فضای زیست مناسب‌تری است تا مثلا کشورهایی مثل امارات یا کشورهای اروپایی.

برخی تحلیل‌ها می‌گویند افزایش عمومی قیمت‌ها می‌تواند در راستای سیاست کاهش انگیزه ماندن مهاجرین در ایران باشد. آیا شما این تحلیل را می‌پذیرید؟ چنین سیاستی از نظر کارآیی و پیامدهای انسانی و امنیتی چگونه ارزیابی می‌شود؟

به هر حال جامعه مهاجرین افغانستانی در ایران، جامعه‌ای است که فعالیت اقتصادی دارد و چون فعالیت اقتصادی دارد به نوعی در این چرخه متضرر خواهد شد؛ اما این‌گونه نیست که آسیب آنچنان جدی ببیند که در واقع از چرخه اقتصاد حذف شود.

مثلا در حوزه‌های مختلف مانند ساخت مسکن، صنایع، خدمات وغیره همین‌طور که قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، دستمزدها هم افزایش پیدا می‌کند. به این معنا که اگر هزینه معاش او افزایش پیدا می‌کند، دستمزد و حقوق او هم به نحوی افزایش پیدا می‌کند.

از همین‌رو آن‌چنان آسیب جدی که به معنای حذف مهاجرین از چرخه اقتصاد کشور باشد رخ نمی‌دهد و همانطور که اشاره شد همین علت باعث می‌شود که تعداد کسانی که تصمیم می گیرند از ایران بروند یا به افغانستان برگردند، کمتر از چهار یا پنج درصد است که درصد خیلی محسوسی نیست.

وضعیت اقتصادی کشور چه تاثیرات و پیامدهای اجتماعی-فرهنگی بر زیست جامعه مهاجرین افغانستانی در ایران دارد؟ و چه راهکارهایی برای مدیریت این چالش پیشنهاد می‌دهید؟

وقتی که جامعه از لحاظ معیشتی و اقتصادی دچار عسرت و تنگی معیشت می‌شود روابط انسانی آسیب می‌بیند. جرایم، برخوردهای ناشایست و آسیب‌های اجتماعی هم افزایش پیدا می‌کند و در این زمینه، بین افزایش مشکلات اقتصادی و افزایش مشکلات و آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی ارتباط منطقی وجود دارد.

از همین رو جامعه مهاجرین افغانستانی هم از این مشکلات برکنار نیستند و در این عرصه گرفتار خواهند شد. این که چه راهکاری وجود دارد، با این وضعیت و سیاست‌های اقتصادی، راهکاری جز افزایش صبر و تحمل تا زمان حل مشکلات وجود ندارد. چه برای مردم ایران و چه برای مهاجرین افغانستانی.

اغلب کسانی که در ایران زیست می‌کنند مشمول این آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی ناشی از مشکلات اقتصادی هستند و از آن آسیب‌ها رنج خواهند برد؛ توصیه من به همه کسانی که در ایران زیست می‌کنند، چه ایرانی چه افغانستانی این است که در برابر ناملایمات صبر کنند تا ان‌شاءالله اوضاع متحول شود.

البته همکاری و تعاون و کمک و همدردی به سایرین در چنین شرایطی تحمل مشکلات را آسان‌تر خواهد کرد و از تبعات نامطلوب مشکلات اقتصادی خواهد کاست.

 

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=106889
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x