به گزارش ایراف، در چنین شرایطی، برگزاری «نشست همصدایی ملی جریانهای همسو» را باید نه یک اقدام تشریفاتی، بلکه ضرورتی تاریخی برای بازتعریف مسیر آینده کشور دانست.
همانطور که رهبران جریانهای سیاسی افغانستان، تصریح کردهاند، این نشست ائتلاف یا همگرایی سیاسی مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک روند اجماع ملی و آغاز راه تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان است.
اگر از این زاویه به موضوع بنگریم، این نشست فرصتی ویژه برای احیای وحدت ملی و همدلی و همسویی در مسیر ساختن افغانستان است.
تجربه تلخ تفرقه؛ درسهایی که هنوز آموخته نشدهاند
تاریخ معاصر افغانستان سرشار از نمونههایی است که نشان میدهد نبود همگرایی چگونه دستاوردها را نابود کرده است.
از دوران جهاد تا پساطالبان، از دولتهای ائتلافی تا ساختارهای بهظاهر فراگیر، همواره رقابتهای درونگروهی، خودمحوری رهبران و تقدم منافع فردی و جناحی بر منافع ملی، زمینهساز شکستهای بزرگ شده است. نتیجه روشن است: خلأ قدرت، بیاعتمادی عمومی و مداخلات خارجی.
امروز نیز اگر جریانهای همسو – اعم از نیروهای سیاسی، اجتماعی، نخبگان فکری و کنشگران مدنی – هر یک راه خود را بروند، نتیجهای جز تکرار همان چرخه معیوب نخواهد داشت.
رهبران امروز افغانستان، رسالتی تاریخی در مقابل خود دارند، اگر بتوانند این جریان را سامان داده و به دور از حب و بغضها و رقابتهای فردی و منافع گروهی، به آینده افغانستان بنگرند، در آینده از آنان بهعنوان قهرمانان تاریخ معاصر یاد خواهند کرد، اما اگر نتوانند از منافع خود بگذرند و بر خواستهای کوچک و گروهی خود پافشاری کنند، تاریخ درباره آنان قضاوت خواهد کرد.
فراتر از یک گردهمایی
نشست همصدایی ملی جریانهای همسو زمانی معنا پیدا میکند که از سطح گفتوگوهای کلی و بیانیههای خنثی فراتر رود و به یک پروژه واقعی همگرایی تبدیل شود.
همصدایی به معنای حذف اختلافنظرها نیست؛ بلکه به معنای مدیریت اختلافات ذیل یک هدف مشترک است: نجات افغانستان از بنبست کنونی و ساختن آیندهای مبتنی بر عدالت، مشارکت و حاکمیت قانون.
این مهم به دست نمیآید، مگر با از خودگذشتگی، تفاهم، تاب آوری سیاسی و آینده نگری. آنچه رهبران امروز افغانستان باید بدان توجه ویژه داشته باشند تا بتوانند سرنوشت سیاسی افغانستان را در مسیر درست آن قرار دهند.
این نشست میتواند نقطه آغاز شکلگیری یک گفتمان مشترک ملی، تعریف خطوط قرمز واحد در برابر افراطگرایی و استبداد، ایجاد سازوکار هماهنگ برای کنش سیاسی و دیپلماتیک، بازسازی اعتماد از دسترفته جامعه به جریانهای سیاسی باشد؛ مشروط به آنکه ارادهای واقعی برای عبور از خودخواهیها وجود داشته باشد.
چرا باید همه در صف واحد باشند؟
واقعیت این است که پراکندگی، بزرگترین سرمایه دشمنان افغانستانِ باثبات است. هیچ نیرویی بهتنهایی قادر نیست معادلات پیچیده داخلی، منطقهای و بینالمللی افغانستان را تغییر دهد.
آنچه بیش از هر چیزی زمینه مداخلهگری قدرتهای بزرگ در افغانستان را هموار میکند، عدم همسویی و هماهنگی جریانهای سیاسی داخل افغانستان است.
همانگونه که در گذشته میگفتند «کابل چهارراه استخباراتی منطقه» است و هر کشوری سعی میکند کفه ترازو را به نفع خود پایین بکشد و با تامین یکی از گروههای سیاسی، سعی در مداخلهگری و غارت افغانستان دارد، امروز نیز اگر وحدت و همسویی شکل نگیرد، دیر یا زود دوباره افغانستان به عمق استراتژیک قدرتهای بزرگ تبدیل میشود.
تنها «صف واحد» است که میتواند از مداخلهگری جلوگیری کند، وزن سیاسی ایجاد کند، صدای واحد به جهان ارائه دهد و از فروکاستن افغانستان به موضوعی حاشیهای جلوگیری کند.
صف واحد به این معناست که: اختلافات شخصی فدای منافع ملی شود، اولویتها شفاف و مشترک تعریف گردد، رقابتها به پس از عبور از بحران موکول شود، هیچ جریانی خود را «مالک انحصاری افغانستان» نداند و همگی برای یک هدف، تلاش کنند. تنها در چنین وضعیتی افغانستان میتواند راه پیشرفت و ترقی را بپیماید.
افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به بلوغ سیاسی نیاز دارد؛ بلوغی که در آن، همگرایی نشانه ضعف تلقی نشود، بلکه نشانه عقلانیت و مسئولیتپذیری باشد.
اگر مفاد اعلامیه تاریخی نشست همصدایی ملی جریانهای همسو به درستی فهم و اجرا شود، میتواند نقطه عطفی در سیاست افغانستان باشد. کشور در شرایطی نیست که تحمل آزمونوخطاهای جدید را داشته باشد. تاریخ با جریانهایی که فرصت همگرایی را نادیده بگیرند، مهربان نخواهد بود.
امروز انتخاب روشن است: یا همگی در یک صف واحد برای آینده افغانستان میایستند، یا همچنان در صفهای پراکنده، نظارهگر تداوم بحران و حذف تدریجی خود از معادلات هستند. افغانستانِ فردا، محصول تصمیمهای امروز رهبران است.
اگر نشست همصدایی به فرجام نرسد و رهبران سیاسی افغانستان نتوانند گرد یک میز جمع شوند، هیچ قدرت خارجی قادر نخواهد بود همه جریانها را کنار هم جمع کند، چه اینکه چنین تصوری اشتباه است که دیگران با انگیزه خیر و صلاح به افغانستان کمک کنند.
همانگونه که قرآن عظم الشان میفرماید: ان الله لا یغیر ما بقوم، حتی یغیر ما بانفسهم. خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد، مگر آنکه خود آن قوم سرنوشت خود را تغییر دهند. افغانستان تغییر نخواهد کرد، مگر آنکه رهبران و بزرگان افغانستان یکبار برای همیشه، به رسالت تاریخی خود متعهد شوند و در کنار هم قرار گیرند.







