به گزارش ایراف، در شرایطی که بسیاری از شهروندان افغانستان در داخل و خارج از کشور با دشواریهای معیشتی، مهاجرت و دوری از خانواده روبهرو هستند، یلدای امسال بیش از هر زمان دیگر رنگ و بوی امید به خود گرفت.
در شبکههای اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام و ایکس (توییتر سابق)، کاربران افغانستانی تصاویری از سفرههای ساده اما صمیمی خود منتشر کردند؛ سفرههایی که با انار، هندوانه، خشکبار، چای و شیرینیهای محلی از یکسو و قرآن، دیوان حافظ و شاهنامه، از سوی دیگر آراسته شده و در بسیاری موارد، نمادی از مقاومت فرهنگی در برابر فراموشی و محدودیتها بود.
رضا میرزایی، فعال فرهنگی در کانادا با نشر چندین عکس از برگزاری مراسم شب یلدا توسط مهاجرین مقیم کانادا خبر داده است. وی نوشته است: شب یلدا فرصتی شد تا همه مهاجرین دور هم جمع شویم و برای چند ساعت فارغ از مشکلات همیشگی، شادی کنیم.
محمد واعظی و قنبرعلی تابش، دو تن از شاعران افغانستانی در آمریکا، با انتشار تصاویری از برگزاری مراسم گرامیداشت شب یلدا توسط مهاجرین مقیم این کشور خبر داده و نوشتند: در شب یلدا گرد هم جمع شدیم تا این سنت شرقی خود را پاس بداریم و برای چند ساعت هم که شده، با هم شادی کنیم و از حال یکدیگر باخبر شویم.
محبوبه رحیمی، دیگر کاربر فیسبوک نیز با بیان اینکه یلدا فرصتی برای با هم بودن است، نوشت: امشب یک دقیقه بیشتر از هر شب دور هم هستیم و این یک دقیقه فرصتی برای محبت کردن و دوست داشتن است.
برخی کاربران نیز با انتشار عکسهایی از سفره یلدایی خود، شب یلدا را گرامی داشته و آن را میراثی برای خود و آیندگان دانستهاند.
از میان چهرههای سیاسی نیز محمد محقق، عضو رهبری مجمع ملی برای نجات افغانستان با انتشار چندین عکس نوشته است: امشب شب یلدا، درازترین شب سال است. فرصتی برای با همبودن و شادی و نشاط. در چنین شبی در کنار خانواده و دوستان علاوه بر گرامیداشت یلدا، با شهدای گرانقدر افغانستان تجدید پیمان کردیم.
غفران بدخشانی، شاعر افغانستانی نیز در این خصوص نوشته است: شب چِله، شب پیروزی روشنایی بر تیرگی و همچنان پیروزی دوام فرهنگ و زبان ما خراسانیانِ ایرانیتبار است. ما، چونان یلدای ما بر تیرگی چیره خواهیم گشت. یلدا پیروز!
کاربران افغانستانی مهاجر در ایران نیز شب گرمی در شبکههای اجتماعی داشتند، بسیاری از آنان بر اشتراکات بنیادین حوزه زبان فارسی تأکید کرده و شب یلدا را پیوند دهنده ملتهای افغانستان، ایران و تاجیکستان دانستند.
فریبا سادات، گوینده رادیو نیز با انتشار عکسی از استودیوی خبر با تزئیناتی به رنگ قرمز، شب یلدا را تبریک گفته است.
گرامیداشت شب یلدا توسط کاربران افغانستانی در شبکههای اجتماعی، نشان داد که این آیین کهن همچنان زنده است؛ جشنی که حتی در دل بحران، مهاجرت و محدودیت، میتواند مردم را گرد هم آورد و یادآور پیوندهای عمیق فرهنگی، تاریخی و انسانی باشد.
محمد عزیزی، شاعر افغانستانی نیز در زمینه شب یلدا، با بازنشر شعری از علامه شهید بلخی، نوشته است: شب یلدا و شب تاریک ما
یکی از اشعار ماندگار علامه بلخی، «شب دیجور» نام دارد که به معنای شب تاریک و سیاه است.
این شعر در یلدای سال ۱۳۳۶خورشیدی در زندان دهمزنگ کابل سروده شده است. شعر شب دیجور که ۲۷۰ بیت دارد، با گذشت نزدیک به ۷۰ سال، هنوز تازه است.
علامه با جهانبینی وسیعی که داشت، وضعیت افغانستان را حداقل تا یک قرن در اشعار خود بازگو کرده است. به همین دلیل، شعر شب دیجور، هرچند وضعیت اوضاع آشفته افغانستان، فقر مردم، جهالت سردمداران وقت، به کنار رفتن نخبگان، سرمای شدید زندان و ظلم حکومت را در عصر علامه توصیف میکند اما اکنون نیز بیت به بیت آن بر اوضاع سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی افغانستان صدق میکند.
این سروده طولانی است که در اینجا فقط بحش کوتاهی از آن را به مناسبت شب یلدا مرور میکنیم:
بس شگفت است به ما حالت زندان امشب
کنج تنهایی و سرمای زمستان امشب
جُرم عشق وطن و حقطلبی یک ز هزار
میدهم شرح برِ ملّت افغان امشب
اولاً یک نظری کن به جهان و پس از آن
نظری کن به جهانداری غولان امشب
قرن مشهور مشعشع بود و عصر اتم
صحن گیتی به بشر گشته چراغان امشب
شرق تا غرب به کاشانه و اطراف زمین
علم و تخنیک بود شمع فروزان امشب
سیر کشتی به هوا پرّش طیاره ز بحر
شده از بار سبک شانۀ حیوان امشب
لندن و مسکو و واشنگتن و برلین و پِکَنگ
همچو فامیلِ خود از هم شده جویان امشب
برّ اعظم شده پر گوهر و صحرای کبیر
رُسته گُلها عوض خار مغیلان امشب
به سویدن به کانادا به تمام امریک
مالک منقلِ برقی شده دهقان امشب
همه افرادِ ممالک ز خوشی بهرهورند
باز هم در صدد سبقت و رجحان امشب
جمله آزاد ز انواع نعم برخوردار
هست یک ملّتِ پسمانده هراسان امشب
نه حیاتی و نه علمی و نه آزادی رأی
مانده در فکرت پوشاک و غم نان امشب
کفن مرده ز کاه است و ز خاشاک زمین
نیست بر زنده دگر چیز جز ارمان امشب
هیچ دانی که کجا گفتم و آن ملّت کیست
آنکه مرکز بُوَدش کابل باستان امشب
منزلش دامن کهسار و زمستانش سخت
آتشی نیست مگر آتش حرمان امشب
کوهها سنگ زغال است و زمین نفت ولی
چوب محروق نیابند به کوپان امشب
شدّت فقر و زمستانِ خراب و شب دی
وضع کابل شده وادیّ خموشان امشب
ننگری هیچکسی را به خیابان لیکن
چند موتر به تکاپوی شتابان امشب
ملّتی بیخبر از اصل سخن میگویند
مانده اندر غم ما جمع بزرگان امشب
فاش گویم که نیابی ز بزرگان اثری
جلسه دارند به هم کهنهفروشان امشب
هستی و مال دکان یکسره بفروختهاند
چشم دارند کنون بر خود دکّان امشب
بیشتر بخوانید:
یلدای نخبگانی ایران و افغانستان در قم؛ شعر، فرهنگ و همزبانی در بلندترین شب سال
یلدا نه شب که ماه دلآرای کابل است + فیلم
یلدا فراتر از مرزها؛ برگزاری آیین فرهنگی یلدا در دانشگاه آنکارا








